منتظر فراگیری متد جدید نی نی انگلیش برای زبان آموز ها باشید
0
02144944189

یادگیری زبان برای پسرها راحت تر است یا دخترها

“یادگیری زبان برای بعضی ها ممکن است تضمین معنای ضمنی داشته باشد، ولی هنوز پیوستگی عقلانی ای بین جنسیت و یادگیری زبان وجود ندارد.”

آنالیز: هیچ مدرک علمی مبنی بر پشتیبانی این ادراک که یک جنسیت در یادگیری زبان بهتر از دیگریست وجود ندارد.

دخترها پر حرف تر هستند، درسته؟ همیشه در حال حرف زدن و حرف زدن و حرف زدن. پسر ها، از طرف دیگه، به جای حرف زدن، انجام دهنده های خوبی هستند. پسرها بیشتر از طریق فعالیت های فیزیکی مثل ورزش باهم ارتباط برقرار میکنند، درسته؟ خب، نه. این باورها ریشه در فرضیات جنسیتی در مورد فرض قابلیت های “طبیعی” مردان و زنان دارند، و این باورها به تاثیر خود در انتخاب رشته دانش آموزان ادامه داده است.

بچه ها در دنیایی زندگی میکنند که تفاوت های فرض شده ای بین دختران و پسران دائما در حال اجرا شدن است ( مثل صورتی در مقابل آبی برای انتخاب لباس کودکان). ایده هایی مثل این باعث عقایدی مثل این شده است که زنان و دختران زبان، و پسران و مردان STEM ( علوم، تکنولوژی، مهندسی، ریاضیات) را ترجیح میدهند. در یک کلاس زبان دلخواه، تعداد دانش آموزان دختر بیشتر از تعداد پسران است، و این معمولا بدون اینکه سوالی راجع بهش پرسیده بشه، به عنوان یک مسئله ی طبیعی قابل قبوله. در حقیقت، این سیستم آموزشی مخفی، یا این پیام آموزشی و اجتماعی نانوشته که در معرض زندگی جوانان است، میتواند تاثیر سنگینی روی انتخاب های آموزشی آنها بگذارد.

جنسیت و مغز

خیلی از باورهای مربوط به گنجایش و ترجیح جنسیتی مربوط میشه به افسانه ی محبوبی به نام سخت افزار مغز. یک موج از مردان مریخی، زنان ونوسی کتاب خود آموز سال های 1990، مدعی بود که مردان و زنان از راه های خیلی متفاوتی باهم ارتباط برقرار میکنند. برخلاف این فرضیات قبول شده، تحقیقات جامعه شناسی زبان این عمویت دادن رو زیر سوال برده است. در سال های اخیر، تحقیقات نورو ساینتیفیک به این تصور غلط  در مورد این ساختار و کاراکتر “مغز مرد” در مقابل “مغز زن” اضافه کرده است.

چسبیدن به کلیشه های جنسیتی ممکن است به کسانی که احساس میکنند که دنیای اطرافشان به سرعت در حال تغییر است، احساس آرامش و راحتی دهد.

به عنوان یک متخصص اعصاب پروفسور “جینا ریپون” به تازگی اشاره کرده است که تجربه نقش حیاتی در رشد مغز ایفا میکند. همراه با خیلی های دیگر در رشته ی نرمینگی عصبی (Neuro plasticity)، ریپون عنوان میکند که مغز ما انعطاف پذیر است، دائما در حال تغییر و واکنش نشان دادن به محرک های بیرونی و تجربیات زنده است. مغز ها با توجه به زندگی ای که انسان ها پیش میگیرند، تحصیلاتی که دریافت میکنند، و یا کاری که انجام میدهند، با هم متفاوت است. به عبارت دیگه ” دنیای جنسیت زده، مغز جنسیت زده درست میکند”.

هر روز برای مردم اینکه هنجارهای مربوط به چه چیزی “مردانه” است و چه چیزی “زنانه” را رد کنند، بیشتر از لحاظ اجتماعی مورد قبول واقع میشود. البته، کاملا مشخص است که به ما تصور های ثابتی از ای مردانگی و زنانگی در محتوا های گسترده و در تمام دنیا، یاد داده شده است.همینطور، زنگی و نقش های اجتماعی ما دارند کمتر از قبل به وسیله ی نقش های اجتماعی سنتی تجویز و مشخص میشوند.

چرا این کلیشه های جنسیتی دوام می آورند؟

جواب این سوال بسیار پیچیده است، اما تحقیقات جامعه شناسی زبان بینش مهمی رو پیش روی ما می گذارد. پروفسور “دبورا کامرون”  تحمل کلیشه های جنسی را به چیزی که خودش به نام ” زیست شناسی نگری جدید” میخواند، نسبت میدهد. این شامل نسبت دادن به ناهمخوانی هایی در حوزه هایی مثل آموزش، پرداخت، نقش های حرفه ای، سیاست های مرخصی والدین و غیره میشود.

کامرون عنوان کرده است که سرعتی که این نسبیت و سیاست های مربوط به جنسیت در سال های اخیر رشد کرده است، باعث به وجود آمدن احساس ناراحتی در میان مردم در دنیای در حال تغییر شده است. چسبیدن به کلیشه های جنسیتی ممکن است به کسانی که احساس میکنند که دنیای اطرافشان به سرعت در حال تغییر است، احساس آرامش و راحتی دهد.

جنسیت و یادگیری زبان

همه ی این ها چه چیزی راجع به یادگیری زبان به ما میگوید؟ برای شروع، به ما میگوید که ایده های متداول بین ما در مورد قابلیت ها و ترجیحات کودکان و بزرگسالان معمولا بی سر و ته هستند. در عوض، قابلیت ها و ترجیحات ما معمولا به وسیله ی تجربیات ما در زندگی مشخص میشوند.

ایده ی اینکه خانم ها و یا دختر ها در زبان بهتر هستند یا زبان را ترجیح میدهند. و یا اینکه مردان و پسرها علوم و مهندسی را تریح میدهند یا در آن بهتر هستند، چیزیست که زبان شناسان آن را  ایده اولوژی زبان جنسیتی می نامند. این ایده اولوژی میتواند به دقت و ظرافت از طریق سیستم آموزشی مخفی ای که از طریق پیغام های رسانه های اجتماعی، والدین، معلمین و البته، همه ی ما، به جوانان منتقل شود.

شاید ما ناخواسته در این ایده اولوژی زبان جنسیتی با دادن نظرهای بی مطالعه راجع به اینکه بچه ها چگونه رفتار میکنند یا باید رفتار کنند و بهترین چیز برای آنها چیست، شرکت کنیم. برای مثال، شاید ما بگوییم که : دخترا توی زبان بهترند”. در حالیکه احتمالا ما یک همچنین نظری را بی ضرر میدونیم، این نظر ممکنه از طرف بچه ها اینجوری برداشت بشه که ” دختر ها برای رشته هایی مثل زبان نسبت به رشته های ریاضیاتی مناسب ترند” و یا “زبان برای پسرها خوب نیست”. بچه ها و بزرگسالان دوست دارند که مثل بقیه باشند و و اگر احساس کنند که کاری که دارند انجام میدهند برای جنسیت یا گروه اجتماعی شان”هنجار” نیست، به احتمال زیاد از آن دوری میکنند.

برای بیشتر مردم، صحبت کردن به بیش ازیک زبان به سادگی، بخشی از زندگیست.

هیچ مدرک علمی ای مبنی بر اینکه خانم ها و دختران به صورت طبیعی در زبان بهتر از پسرها و مردان هستند، نیست. در عوض اطراف ما احاطه شده از ده ها هزار پیغام های اجتماعی و فرهنگی از موقع تولد، که این پیام ها تاثیر چشم گیری روی انتخاب های تحصیلی و زندگی ای که انتخاب میکنیم، میگذارد.

یادگیری زبان ممکن است برای بعضی ها معنی ضمنی جنسیتی داشته باشد، اما با این حال هیچ پیوستگی حیاتی و یا منطقی ای بین جنسیت و یادگیری زبان وجود ندارد. همه ی مردم در سرتاسر دنیا که از 2 زبان یا بیشتر از آن به صورت روزمره استفاده میکنند را در نظر بگیرید. برای بیشتر مردم، صحبت کردن به بیش ازیک زبان به سادگی، بخشی از زندگیست.

 

https://www.rte.ie/brainstorm/2020/0114/1107548-is-it-easier-for-boys-or-girls-to-learn-a-new-language

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *